![]() |
![]() |
|
| چه تفاوت عمیقی استـــــ بین تنهایی قبل از نبودنتــــــــــ وتنهایی پس از بودنتــــــــ ...!!! |
|
+ نوشته شده در
90/09/21ساعت 18:38 توسط مهسا |
|
|
راهــ کـــــﮧ میـروے
+ اگه باز دوباره بیام سمت چشمات ... تو چشماتو رو من ببندی... نمیدونی دنیا تمومه برام...لحظه ای که تو دیگه نخندی... برچسبها: من و تو, عاشقانه های ما, با تو قدم زدن, مابا هم هستیم و با هم میمیریم |
|
+ نوشته شده در
91/02/26ساعت 2:55 توسط مهسا |
|
|
نمـےخــواســــتم آســـمانتــــ را غصبـــــ کنم ! گمــــاטּ داشـــتم ؛ وســــعتش بـہ قـــدر بالهـــاے مــטּ استــــــ ! لبخـــــند بزטּ... از آسمانتـــــ مـے روم و با خاطـــــره اش بالهــــــایم را آبـے مـے کنم یکـــــ تکـہ ابر بـہ مــטּ ببـــخش کـہ در دلتنـگـے ام ببـــارد ...
+ مـــــــاه بالایـ ـ ـ ـ سر تنـــهاییـــ ستــ ـ +حالا فــقــط لبــخنـ ـ ـد بــزن...میـ ـ ـدونیــ ـ که مــ ـ ـ ن عـــاشــ ـ ـق .... :( برچسبها: ماه بالای سر تنهاییست, آسمان, تنهایی |
|
+ نوشته شده در
91/02/12ساعت 10:59 توسط مهسا |
|
|
سفر به "اعماق آغوش تو"... غرق شدن در زندگی بود... ... نمی دانستم سرنوشت ، ردپایم را دنبال خواهد کرد! ...
برچسبها: آغوش تو, آغوش خالی من, من بی تو, ردپای مرگ |
|
+ نوشته شده در
91/02/03ساعت 14:48 توسط مهسا |
|
|
این رختـــخوابـ ـ ـ را وارونه خواهـم خوابیـ ـ ـ د!!!
+ چرا دنیا این مدلیه :( +کاش 1 نفر بود منو بفهمه :(( برچسبها: خیانت, خیال, به یاد روزهای با هم, ما, بی وفا |
|
+ نوشته شده در
91/01/30ساعت 23:32 توسط مهسا |
|
|
بارانی ات را بپوش...
ابر ، ابر گریه دارم ... !! ![]() برچسبها: آغوش, باران, بارانی, آغوش بارانی, مرا در آغوش بگیر |
|
+ نوشته شده در
91/01/24ساعت 22:24 توسط مهسا |
|
|
+ نوشته شده در
91/01/16ساعت 17:42 توسط مهسا |
|
|
نمی دانی؟؟؟ پس بگذار بگویم...... بارها و بارها شکست تا بفهمم شیشه ها شکست تا بفهمم اما کو فهم ؟کو شعور؟ بارها و بارها شکست تا بفهمم قلبم را بارها شکست تا بفهمم اما کو گوش شنوا؟ بارها و بارها شکست تا بفهمم شاخه های اطلسی پیچیده در درونم را شکست تا بفهمم اما کو چشم بینا؟ امشب باز شد چشمانم میشنود گوش هایم بریده شکسته های قلبم ،احساسم را تکه های شکسته ی گلدان را چسباندم رفیق چون من شکستم من و غرورم امشب شکستیم تازه فهمیدم میتوان باشکستن هم عشق را فریاد زد حیف تازه فهمیدم !! ![]() |
|
+ نوشته شده در
91/01/16ساعت 1:14 توسط مهسا |
|
|
+ نوشته شده در
90/12/22ساعت 21:11 توسط مهسا |
|
|
همسفر! که ما بی خبریم و چون باد می گذرد، مخواه که یکی شویم، مطلقا یکی. بقیه در ادامه مطلب.... برچسبها: تفاوتها, بیا متفاوت باشیم, تفاوت سلیقه, تفاوت نظر, همسفر, عزیز ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
90/12/19ساعت 10:25 توسط مهسا |
|
|
می روم ...
باید کمی صبر کنی
تا قیمتی شوم
زیر خاکی شدن وقت می خواهد
تو هم ...
زمزمه های نامهربانی ات را
آرام تر بگو
یک وقت دیدی
صدایت را
باد
نه ...
خاک
به گوشم رساند ...
و دلم ترک خورد
دل است دیگر
روی خاک ...
زیر خاک نمی شناسد ، می شکند...
![]() برچسبها: زیر خاک, فراموش شده, تنها, دلگیر, بی پناه |
|
+ نوشته شده در
90/12/03ساعت 15:9 توسط مهسا |
|
|
+ نوشته شده در
90/12/01ساعت 21:54 توسط مهسا |
|
|
+ نوشته شده در
90/10/27ساعت 23:11 توسط مهسا |
|
|
+ نوشته شده در
90/10/26ساعت 19:13 توسط مهسا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
90/10/13ساعت 15:45 توسط مهسا |
|
|
برای تو ...
|
|
+ نوشته شده در
90/10/13ساعت 11:38 توسط مهسا |
|
|
میبوسم ... میگذارم کنار ... دستهایت را ... عادت احمقانه ای است
|
|
+ نوشته شده در
90/10/12ساعت 14:37 توسط مهسا |
|
|
من دیـــوانه ی آن لـــحظه ای هستــم که تو دلتنگم شوی...
|
|
+ نوشته شده در
90/10/10ساعت 13:12 توسط مهسا |
|
|
و امان از این زمستان و آسمان ابری
|
|
+ نوشته شده در
90/10/10ساعت 11:32 توسط مهسا |
|
|
روزگارا که چنين سخت به من ميگيري!
|
|
+ نوشته شده در
90/10/10ساعت 11:20 توسط مهسا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
90/09/27ساعت 12:39 توسط مهسا |
|
|
دیـگر ...
|
|
+ نوشته شده در
90/09/27ساعت 12:25 توسط مهسا |
|
|
وقتی کسی تو را...
|
|
+ نوشته شده در
90/09/27ساعت 12:5 توسط مهسا |
|
|
... نه به ابر ... نه به آب ... نه به برگ ... نه به اين آبی آرام بلند... نه به اين خلوت خاموش كبوترها .... نه به اين آتش سوزنده كه لغزيده به جام ... من به اين جمله نمی انديشم .... من مناجات درختان را هنگام سحر .... رقص عطر گل يخ را با باد .... نفس پاك شقايق را درسينه كوه ... صحبت چلچله ها را با صبح .... بغض پاينده هستی را در گندم زار .... گردش رنگ و طراوت را در گونه گل... همه را می شنوم ... می بينم .... من به اين جمله نمی انديشم .... به تو می انديشم .... ای سراپا همه خوبی .... تك و تنها به تو می انديشم ... همه وقت ... همه جا .... من به هر حال كه باشم به تو می انديشم... تو بدان اين را تنها تو بدان .... تو بيا ... توبمان با من تنها تو بمان... جای مهتاب به تاريكی شبها تو بتاب .... من فدای تو ... به جای همه گلها تو بخند... اينك اين من كه به پای تو درافتاده ام باز ... ريسمانی كن از آن موی دراز ... تو بگير... تو ببند ... تو بخواه ... پاسخ چلچله ها را تو بگو... قصه ابر وهوا را تو بخوان ... تو بمان با من تنها تو بمان .... در دل ساغرهستی تو بجوش .... من همين يك نفس ازجرعه جانم باقی است .... آخرين جرعهء اين جام تهی را تو بنوش...... فریدون مشیری
|
|
+ نوشته شده در
90/09/26ساعت 12:0 توسط مهسا |
|
|
♥♥YOU ARE AMAZING MY LOVE♥♥
![]() I Miss You I Miss You Oh Baby Since You Walked Away بقیه در ادامه مطلب ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
90/09/23ساعت 14:58 توسط مهسا |
|
|
با توام...
اما کاش... جز اینم آرزویی نیست:
قیصر امین پور... |
|
+ نوشته شده در
90/09/22ساعت 13:40 توسط مهسا |
|
|
مثل من با من... و حتی مثل تن با من...
تو هم با من نبودی آن که می پنداشتم بايد هوا باشد... و يا حتی گمان می کردم اين تو... باید از خيل خبرچينان جدا باشد...
تو هم با من نبودی...
تو هم از ما نبودی آن که ذات درد را بايد صدا باشد ... و يا با من ٬ چنان هم سفره ی شب بايد از جنس من و عشق و خدا باشد...
تو هم از ما نبودی...
تو هم مومن نبودی بر گليم ما و حتی در حريم ما... ساده دل بودم که می پنداشتم... دستان تو بايد مثل هر عاشق رها باشد ...
تو هم از ما نبودی يار... ای آوار... ای سیل مصیبت بار...
|
|
+ نوشته شده در
90/09/21ساعت 13:7 توسط مهسا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
90/09/17ساعت 18:27 توسط مهسا |
|
|
تو درگيري نمي دوني چه رويايي به من دادي ...
اگه فك مي كنی سردم...
برو... رد شو... تو آزادي!!!! نمي دوني چقدر سخته ....
تو پشت نبض ديواري ... نمي دونم تو اين روزا چه احساسي به من داري!!!
![]() ...:::MA:::...
|
|
+ نوشته شده در
90/09/17ساعت 17:55 توسط مهسا |
|
|
من تمنا کردم...
که تو با من باشی
تو به من گفتی:
« هرگز... هرگز»
پاسخی سخت و درشت .....
و مرا غصه ی این هرگز کشت!!!!
|
|
+ نوشته شده در
90/09/16ساعت 21:13 توسط مهسا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
وَ إِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ... ---------------------------------------------------------------------------- با تو هستم اي قلم... تو اي همراه و اي همزاد من.... سرنوشت هردومان حيران بازيهاي زشت سرنوشت... شعرهايم را نوشتي دست خوش.... اشكهايم را كجا خواهي نوشت!!!! ---------------------------------------------------------------------------- " نظر خصوصي...جدي جدي ممنوع..." |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1391 فروردین 1391 اسفند 1390 دی 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1389 فروردین 1389 آبان 1387 اردیبهشت 1387 اردیبهشت 1386 اردیبهشت 1383 اردیبهشت 1382 |
| برچسبها |
|
تنها (2) آغوش (2) دلگیر (2) رد پا (1) آخر دنیا (1) تموم شد (1) من بی تو (1) بی معرفت (1) بی تاب (1) عاشقانه های ما (1) تفاوتها (1) فراموش شده (1) آغوش تو (1) ما با هم (1) کم آوردم (1) بی تو میمیرم (1) زیر خاک (1) بی پناه (1) ماه بالای سر تنهاییست (1) بیا متفاوت باشیم (1) |
|
RSS
|